تبليغاتX
«شهد زندگي»
<<<هیچ وقت همه چیز را نخواهیم فهمید.این زیبایی زندگی است و مهمتر این که زیبایی عشق است>>>


«شهد زندگي»







  • هرگز خود را به نا امیدی تسلیم مکن زیرا دیگر نمی توانی با قلبت صحبت کنی.
  • باور کنیم همه کلید ها هدیه خداوند و همه قفلها محصول ماست.
  • همیشه بعد از گریه های عمیق روح ها لبخند می زند.
  • شیطان با دروغ آدم را از بهشت لغزاند و انسان با اشک صادقانه به خدا پیوست.
  • اندوه مرگ روح است و شادی زندگی آن.
  • بزرگترین دشمن زن بی حوصلگی او بزرگترین دشمن مرد خشم اوست.
  • یک لبخند عالی ترین دارو برای کمبود اعتماد به نفس است.
  • زندگی مادی تو مثل یک باغ می ماند باید به آن رسید.
  • با ثروت نمی توان در دل مردم رخنه کرد ولی با اخلاق می توان قلب آنان را تسخیر کرد.
  • امید سرابی است که اگر نا پدید شود همه از تشنگی خواهند مرد.

                                                                                    

                                                                                <سهیلا>

+ نوشته شده در  جمعه 27 اردیبهشت1387 ساعت 12:57  توسط fatemeh-fahimeh  | 


جسم و روح

 

  • نفس همیشه شما را دچار مشکل می کند.جایی راپیدا کنید که آن را برای همیشه دفن کنید.
  • همه ما برنده هستیم.هیچ بازنده ای وجود ندارد.انتخاب با شماست.سعی نکنید دیگران را را به باخت بکشید.
  • از تجزیه و تحلیل بیش از حد دست بردارید؛فقط عمل کنید.
  • قدم زدن درمانی بسیار عالی است.جسم را ورزش می دهدو فکر را روشن می سازد.
  • هر روز یک نفر را تحسین کنید.
  • عشق به چه مربوط است؟ به همه چیز!
  • اگر اعتماد نکنید، نمی توانید عاشق شوید.
  • عشق شخصی دیگر باید متمم ما باشد نه مکمل ما.
  • اهمیت و زیبایی لمس کردن را درک کنید.
  • عشق واقعی بی قید و شرط است.
  • ترس نمی گذارد عشق را به طور کامل تجربه کنید.
  • جایی در درون همه ماست که به ما اجازه می دهد به عشق رجوع کنیم.
  • عشق واقعی با هیچ رشته ای به هم متصل نمی شود هیچ توقعی هم وجود ندارد.
  • بدون توقع زندگی کنید،این طوری هیچ وقت نا امید نخواهید شد.
  • خوشبختی از درون خودتان می آید، نه از کس دیگر.
+ نوشته شده در  پنجشنبه 5 اردیبهشت1387 ساعت 11:21  توسط fatemeh-fahimeh  | 


روانشناسي رنگها:

يكي از بزرگترين و با ارزش ترين نعمت هايي كه خداوند به انسان ارزاني داشته است تنوع رنگ هاست. رنگ ها مي توانند آثار مفيد ومخربي در زندگي انسان داشته باشند.

 

سلام به دوستان خوبم.تصميم دارم كه شما را باروان رنگها اشنا كنم.رنگها آثار مثبت و منفي دارند. با شناخت توانايي رنگ ها و استفاده ي صحيح مي نوان خيلي از گرفتاري ها را در زندگي روزمره از بين برده و بر مشكلات چيره شد.

 

رنگ قرمز:

تسكين دهنده ي ناراحتي هاي پوستي و حساسيت هاي آن است.اين رنگ ايمني بدن را بالا مي برد و اشتها را مرتب و هضم غذا را تنظيم مي كند و بدن را نيز گرم مي كند. فشار خون را بالا مي برد.رنگ قرمز حالت احساساسات و حمله را افزايش مي دهد،كشش را زياد مي كند،تنفس را كم مي كند،هيجان انگيز است و به انسان نيرو مي دهد.رنگ قرمز محرك و فعال كننده است،خصوصا عصب سمپاتيك را فعال مي كندو محرك فكري است و التهاب را تشديد و فعاليت جنسي را نيز زياد مي كند.

 

رنگ آبي:

درد شكن، آرام بخش ،تسكين دهنده و به ويژه براي درد هاي عصبي مفيد است. رنگ آبي بهترين رنگ براي افراد وسواسي و هيجان زده است.اين رنگ براي افرادي كه خواب هستند بسيار مفيد است.حالت سرد كنندگي دارد.رنگ آبي كشش را كم مي كند و ارام بخش تنفس و نبض است.به انسان آرامش دروني مي دهد.محافظ ،حساس،جدي،دقيق و دور انديش و تعديل كننده است.رنگ آبي در معالجه سرطان مؤثر است.

 

رنگ زرد:

گرم كننده است،رنگ خوش رويي و خوش خويي است.رنگ زرد بسيار شادي بخش و نشاط آور است.قرآن رنگ زرد را مسرت بخش و نشاط آور معرفي كرده است.رنگ زرد حالت روحاني ،ايده آل ،فيلسوفي،تحريك كننده است.

 

رنگ سبز:

براي بهبود ناراحتي ها ي عصبي و نا ملايمات روحي و رواني استفاده مي شود.رنگ سبز تعديل كننده اعصاب،آرام بخش ،و در هيستري و خستگي اعصاب مؤثر است.رنگ سبز زمينه ي شكيبايي را براي مردان مهيا مي سازد رنگ سبز اميدوار كننده ،حساس،خنك كننده ،مهيج،مؤثر در سيستم عصبي،بي خوابي و خستگي است.خانم ها سعي كنند يكي از لباس هاي خوابشان حرير سبز باشد تا همسرانشان از ديدن آن ها لذت ببرند و تمامي خستگي آنان از بين رود.

 

رنگ بنفش:

اثر ضعيفي در ناراحتي هاي حاد عصبي دارد.اين رنگ مقاومت بدن را زياد مي كندو فعاليت جنسي زنان را افزايش مي دهد.

 

رنگ ارغواني:

آرام بخش و حزن آور است،ظريف است،با طراوت و سلطنتي و با ابهت و جلال است.رنگ ارغواني دم دمي ،اسرار آميز ،آرتيستي، خشنود كننده و انتقادي است.

 

رنگ خرمايي:

داراي آثاري نظير آرامش،محافظت، در امان داشتن و استراحتي است كه حاصل آن ضعف است.

 

رنگ خاكستري:

آرام،حساس و محافظ است.

 

رنگ سياه:

سبك،غلط انداز،افسرده كننده است.

 

رنگ سفيد:

مليح، براق و نشانه ي پاكي و صداقت است.

 

رنگ نارنجي:

تابان،سوزان،درخشنده،برانگيزنده،تهييج كننده،آرام بخش،تسكين دهنده و هيجان آور است.خانم ها براي برانگيختن احساسات همسران خويش از لباس هاي نخي و شيك نارنجي استفاده نمايند تا زندگي براي آنان هر روز شيرين تر گردد.البته اين رنگ به اندازه ي رنگ قرمز احساسات را به سر عت تحريك نمي كند، بلكه به آرامي و زيبايي هرچه تمام تر دلبري مي كند.

 

                                                                     (جمشيد خدادادي)

+ نوشته شده در  چهارشنبه 14 فروردین1387 ساعت 15:40  توسط fatemeh-fahimeh  | 


بقيه مطلب قبل:

اگر كسي تو را دوست دارد از او متشكر باش ولي چيزي از وي مطالبه نكن.زيرا او هيچ اجبار و الزامي ندارد كه تو را دوست داشته باشد . عشق ورزيدن همچون معجزه است، مشاهده اين معجزه كافي است تا تو را دچار شور و هيجان كند.

ولي بيشتر مردم تحت تاثير اين معجزه قرار نمي گيرند. آنها عشق را در برابر چيزهاي كوچك و ناقابل ، قرباني مي كنند.آنها در حقيقت علاقه اي به عشق و طرب آن ندارند.آنها بيشتر در پي ارضا كردن غرور و خودخواهي خويش هستند.در صورتي كه شادماني و طرب عشق ، از همه چيز مهمتر و ارزشمند تر است.

مردم را نگاه كن ، ببين كه چطور همه چيز را حق بديهي خود مي پندارند و قدر نشناس هستند.بعضي ها وقتي همسرشان غذا را آماده مي كند حتي زحمت تشكر كردن هم به خود نم دهند.من نمي گويم كه تشكر را بايد حتما در قالب كلماتي ادا كني ، ولي بايستي حداقل در چشمانت مشهود باشد. يا وقتي شوهر دنبال كار مي رود و براي امرار معاش خانواده پول در مي آورد ، زن به ندرت از او تشكر و قدر شناسي مي كند، زيرا اينطور مي پندارد كه اين كاري است كه مرد بايد انجام دهد.در چنين محيطي عشق چطور مي تواند رشد كند.؟عشق نیازمند محيطي عاشقانه است ،محيطي كه در آن قدر شناسي و سپاسگزاري و خوشنودي حكمفرماست.عشق نيازمند فضايي عاري از توقع و انتظار است.

عشق مي آيد ، عشق هزاران بار مي آيد،ولي بايستي خودش بيايد. نبايستي آن را مطالبه كني ، زيرا در اين صورت هرگز نمي آيد.اگر عشق را به زور بطلبي ، آن را مي كشي و از بين مي بري. بنابر اين ببخش.

انسان بالغ در تنهايي خويش شاد است.انسان بالغ كسي است كه مي تواند با خودش شاد و خوشبخت باشد .تنهايي او به معناي غريبي و بي كسي نيست. تنهايي او به مثابه خلوت كردن با خويش است.

پس در وهله اول ياد بگيريد كه شخصي مستقل و منحصر به فرد باشيد.در وهله دوم هيچ گاه در پي كمال مطلوب نباشيد و از توقعات و مطالبه كردن دوري كنيد.به مردم عادي عشق بورزيد.مردم عادي هيچ چيز از ديگران كم ندارند.زيرا هر انسان به نوبه خويش منحصر بفرد و بي دليل است ، كه شايسته احترام مي باشند. ببخشيد ، بدون شرط و شروط ببخشيد. آنگاه عشق را درك خواهيد كرد.

من نمي توانم عشق را تعريف كنم ، ولي مي توانم راهي كه عشق در آن پرورش مي يابد را به شما نشان دهم؛ به شما نشان مي دهم كه چگونه يك بوته گل رز را بكاريد ، چطور آن را آبياري كنيد ،و چطور از آن محافظت كنيد.آنگاه روزي خواهد رسيد كه گل رز ، ناگهان و بي خبر ، شكوفا و متجلي مي شود و خانه تو آكنده از عطر مي گردد. عشق نيز به همين منوال شكوفا مي شود.

+ نوشته شده در  دوشنبه 13 اسفند1386 ساعت 10:40  توسط fatemeh-fahimeh  | 


 
+ نوشته شده در  یکشنبه 12 اسفند1386 ساعت 15:11  توسط fatemeh-fahimeh 


ادامه مطلب قبل :

داستان مردي را شنيدم كه تمام زندگي اش مجرد ماند ، براي اينكه در جستجوي زني در منتهاي كمال بود.وقتي كه هفتاد سالش شد ، يك نفر از او پرسيد:تو تمام اين سرزمين را در جستجوي زن كامل زير پا گذاشتي؛ آيا واقعـآ نتوانستي چنين زني را پيدا كني؟ حتي يك نفر؟

پيرمرد بسيار غمگين شد.گفت:چرا .يك بار به چنين زني برخورد كردم يك زن كامل به تمام معنا.

آن شخص پرسيد:خب پس چي شد؟چرا با او ازدواج نكردي؟

چهره ي پيرمرد از قبل غمگين تر شد . گفت:والا چه كنم؟ او در جستجوي مرد كامل بود.

براي جاري شدن و رشد كردن در بستر عشق، نيازي به كمال مطلوب نيست. عشق هيچ ربطي به اين مقوله ندارد. انسان عاشق صرفـآ عشق مي ورزد، همانطور كه يك انسان زنده نفس مي كشد ، مي نوشد.و مي خوابد. انسان زنده به معناي واقعي ، انساني است كه از صميم قلب عشق مي ورزد . تو هيچ وقت نمي گويي : فقط در صورتي حاضرم نفس بكشم كه هوا تميز باشد.تو در بدترين آب و هوا هم كه باشي باز به نفس كشيدن ادامه مي دهي.

انسان زنده به معناي واقعي نيز صرفآ عشق مي ورزد . عشق ورزيدن جز‍ِیی از اعمال حياتي وي مي شود.

بنابر اين هميشه به خاطر داشته باش:هيچ وقت در پي كمال مطلوب نباش.

در غير اين صورت ، عشق در زندگي تو جريان پيدا نخواهد كرد . تبديل به موجودي سرد و عاري از احساس مي شوي ادمهايي كه تنها به دنبال كمال مطلوب مي باشند، بسيار بي احساس و روان رنجور هستند.

حتي اگر عاشق يا معشوقي بيابند ، توقع دارند كه طرف مقابل ، از هر لحاظ كامل باشد. چنين توقعي به نابودي عشق مي انجامد. بمحض اينكه مردي عاشق يك زن يا بالعكس زني عاشق يك مرد مي شود ، توقعات شروع مي شوند.زن توقع دارد كه حالا چون مرد عاشق او شده ، پس بايستي بغايت كامل باشد. انگار كه مرد بيچاره مرتكب گناه شده است! مرد هم براي اينكه خواسته زن را اجابت كند، به ناگهان حد و حدود خويش را رها كرده و نا ديده مي گيرد.او ديگر نمي تواند انسان باشد؛ يا بايد «سوپر من » شود يا اينكه راه تظاهر و تقلب را در پيش گيرد. طبيعتآ از انجايي كه سوپر من شدن كاري است بس دشوار ، بنابر اين همه راه دوم را انتخاب مي كنند.انها شروع به تظاهر ونقش بازي كردن مي نمايند. به نام و تحت لواي عشق ، كلك بازي مي كنند.

بنابر اين هيچ گاه توقع كامل بودن از كسي نداشته باشيد.شما اصولآ حق نداريد هيچ توقع و انتظاري از كسي داشته باشيد .

 

 

ادامه دارد...

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1 اسفند1386 ساعت 16:49  توسط fatemeh-fahimeh  | 


 
+ نوشته شده در  سه شنبه 30 بهمن1386 ساعت 15:13  توسط fatemeh-fahimeh 


عشق ، گلي بسيار ظريف و شكننده است؛ بايد محافظت شود ، تقويت شود ، آبياري گردد.فقط در آن صورت است كه قوي و محكم مي شود.

عشق فقط در عشق رشد مي كند. عشق محتاج بستري عاشقانه است. اين را بايد به عنوان مهمترين اصل به خاطر داشت. عشق ، تنها در بستري عاشقانه قادر به رشد و فزوني است. عشق تحت تاثير امواج و بازتابهاي عاشقانه در محيط ، پرورش مي يابد. اگر پدر و مادر هر دو عشق بورزند ، آنهم نه فقط به كودك ،بلكه با يكديگر نيز روابطي عاشقانه داشته باشند ، اگر عشق در فضاي خانه جاري باشد ، آنگاه كودك نيز همچون موجودي از خميره عشق ، رفتار مي كند و هيچ گاه اين سوال كه : (( عشق چيست؟)) برايش پيش نمي آيد. او معني عشق را از همان ابتدا درمي يابد ، زيرا تبديل به شالوده و خميره وي مي شود.

مردم فكر مي كنند فقط زماني مي توانند عشق بورزند كه شخص مورد نظر خويش ، يعني شخصي كه از نظر آنها سزاوار عشقشان با شد، را يافته باشند چنين طرز فكري چرند است! اين را بدانيد كه هرگز چنين شخصي را پيدا نمي كنيد . مردم مي گويند فقط زماني حاضرند عشق بورزند كه مرد يا زن بغايت كامل را بيابند اين هم مزخرف است. هرگز چنين مرد يا زني را پيدا نخواهي كرد زيرا مرد يا زن كامل اصلا وجود ندارد.اگر هم وجود داشته باشد بان كه براي عشق تو اهميتي قایل نخواهد شد و زحمت زحمت درگير شدن با آن را به خود نخواهد داد.                                                

                                                                                                 اوشو

ادامه دارد...!!!

+ نوشته شده در  شنبه 27 بهمن1386 ساعت 18:25  توسط fatemeh-fahimeh  | 


 

باهم بودن یعنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

جدايي يعني؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

دوستای مهربون منتظر پیشنهادهای زیباتون هستم.!!!

نظرات شما:

عسل رز

بنظر من جدائی یعنی فاصله افتادن میان بنده وخالقش.
در صورت دیگر برایم معنایی ندارد.شاید در این دنیای ظاهری جدائی به معنای عام
صورت پذیرد.اما جدائی اصلی با محبوب ازلی است که اگر به این دنیا دلبسته شویم
از محبوب ازلی جدا خواهیم شد.

سهیلا جون

در مورد با هم بودن:

به هم رسیدن یعنی آغاز  باهم ماندن یعنی زندگی یعنی دستیابی به تمام موفقیت های دنیا.

یعنی حق آینده خوب داشتن.

جدایی:مرگ تمام ارزوها.

روزی که صبر در باغ زندگیت بروید به چیدن میوه ی پیروزی امیدوار باش.

عسل رز

باهم بودن یعنی
قدر یکدیگر را بدانیم وبه همه همنوعانمان عشق بورزیم
عشق را در هر کجا که قدم میگذارید.پخش کنید.اول از خانه خود شروع کنید.
اجازه ندهیدکسی زمانی را با شما سپری کند وبدون حس شادی وخوشحالی از کنار شما برود.
عشق تجلی زنده خداوند بر روی زمین باشید.واین تجلی چیزی نیست جز لبخند،
مهربانی،موجود در صورت ،چشمان وخوشامد گویی گرم وپر محبت شما.
بیایید قدر یکدیگر را بدانیم وکینه ورزی نکنیم

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 6 آبان1386 ساعت 17:49  توسط fatemeh-fahimeh  | 


                                     ***آنچه آموختم***

 

آموختم چيزهاي كم اهميت را تشخيص دهم و آنها را ناديده بگيرم كه باخت در يك نبرد كوچك را به قصد برد در يك جنگ بزرگ بپذيرم،كه زندگي را از طبيعت بياموزم.

چون بيد متواضع باشم،چون سرو راست قامت،مثل صنوبر صبور،مثل بلوط مقاوم،مثل رود روان،مثل خورشيد با سخاوت و مثل ابر با كرامت؛كه اگر مايلم پيام عشق را بشنوم خود نيز بايستي آن را ارسال كنم،كه ثروتمند كسي نيست كه بيشترين ها را دارد،بلكه كسي است كه به كمترين ها نياز دارد،كه دو نفر مي توانند با هم به يك نقطه نگاه كنند ولي آن را متفاوت ببينند،كه كافي نيست ديگران را ببخشيم،بلكه گاهي خود را نيز بايد ببخشيم،كه همه مي خواهند روي قله كوه زندگي كنند،اما تمام شاديها روزي رخ مي دهند كه در حال بالا رفتن از كوه هستند.

آموختم كه فقط چند ثانيه طول مي كشد تا زخم هاي عميقي در كسي كه دوستش داريم ايجاد كنيم،اما سالها طول مي كشد تا آن زخم ها را التيام بخشيم.

                                                                                                                                                                                                                                                     «فهيمه»

+ نوشته شده در  پنجشنبه 26 مهر1386 ساعت 20:17  توسط fatemeh-fahimeh  | 



Click Here To Navigate

Created By HULK

Created By HULK